خرید بک لینک

اگر به دنبال آخرین جزئیات درباره «برگشتم» هستید، ادامه این گزارش را بخوانید. بر اساس اطلاعات منتشرشده، اتفاقی رمز ورودمو بخاطر آوردم ... فکر کنم باید یکسری از خاطراتمو اینجا دوباره ثبت کنم ... فکر میکردم بعد یک مدت عدم فعالیت حذف بشه خب ... از کجا تعریف کنم؟! حرف برای نوشتن مثل قبل... در ادامه مهم‌ترین نکات این گزارش ارائه شده است.

اتفاقی رمز ورودمو بخاطر آوردم ... 

فکر کنم باید یکسری از خاطراتمو اینجا دوباره ثبت کنم ... فکر میکردم بعد یک مدت عدم فعالیت حذف بشه  

خب ... از کجا تعریف کنم؟! حرف برای نوشتن مثل قبل زیاده ولی نمیدونم چرا اینجاهم حس میکنم خجالت میکشم بنویسم ؟! بعضی آدما مثل من تا آخر ترسو میمونن و البته نمیشه گفت صددرصد ویژگی بدیه 

از کرونای میمون متنفررررم ... تقریبا همه برنامه ها و خوشی های موقتمو به طور اساسی متوقف کرد ... جدیدا حس می کنم عجیب غریب شدم حتی الان که یکدفعه این به ذهنم رسید و میخواستم راجع بهش بنویسم اما منصرف شدم و احتمالا در آینده فراموش میکنم ک الان به چی فکر میکردم ... همش درونم جنگه اصن نمیدونم چی به چیه اما خیلی احمقانه ست  خدایا واقعا نمیشه یک جور دیگ مثلا خیر و صلاح منو فرو کنی تو چشمم؟ ینی خیلی ممنونم که هوامو داری ولی اینطوری حس دو قطبی بودن دارم . این نوسانات عجیب و غریب در منطق و عواطف من خیلی رو اعصاب و بچگانه س و در عین حال خنده داره. حس میکنم دارم عملا مثل نوجوون 13، 14 ساله رفتار می کنم و خیلی خجالت آور و در عین حال مفرحه

خلاصه امیدوارم جنگ درونی من پایان پیدا کنه این که کدوم سمت برنده میشه زیاد مهم نیست اما اینکه بلاخره یک جهت بشه مهمه ... 

و اینکه چرا واقعا نمیتونم هر چرت و پرتی ک دلم خواست بنویسم اینجا؟ جتی تو دفترچه خاطراتمم نمی نوشتم خیلی اوسکولی خدایی ... نگرانی اینقده آبرو برات نمونه؟ 

ولی بعضی وقتا آرزو میکردم کاش تو یک دوره زمانی دیگ و جای دیگ ب دنیا اومده بودم ... الانم همون آرزو رو دارم اما دلیلش خیلی احمقانه س ولی با وجود این دلیل مسخره بازم با اطمینان میتونم بگم کاش این آرزو مسخره دست نیافتنی برآورده میشد 

قبلا هم گفتم ... تو بهترینی 

هر تصمیمی ک بگیری بازم بهترینی

برچسب: نویسنده: حسین یوسفی تاريخ: پنجشنبه 1 مرداد 1405 ساعت: 0:40

صفحه بندی